موسیقی برنامه تنهایی تاثیرات مخرب خودارضایی بر فرد

موسیقی: برنامه تنهایی تاثیرات مخرب خودارضایی بر فرد ترک خودارضایی خودارضایی راه های ترک خودارضایی علل خودارضایی در نوجوانان

  • www.bookboon.com
  • چاپ کتاب PDF
  • خرید کتاب از آمازون
  • خرید کتاب زبان اصلی
  • توجه: در صورتی که فایل دارای ایراد است یا حقوق نویسنده رعایت نشده با ما تماس بگیرید

    گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری صادق هدایت چگونه مردی بود؟

    اکسکوینو

    افخمی رو به روی دوربین نشسته بود و حال و هوای سالن سرخ را به حاشیه میکشاند. یعنی از همان جملات ابتدایی مشخص بود که تنور این بحث تا کجا داغ خواهد شد و آتش آن به

    صادق هدایت چگونه مردی بود؟

    صادق هدایت چگونه مردی بود؟

    عبارات مهم : ایران

    افخمی رو به روی دوربین نشسته بود و حال و هوای سالن سرخ را به حاشیه میکشاند. یعنی از همان جملات ابتدایی مشخص بود که تنور این بحث تا کجا داغ خواهد شد و آتش آن به کجا خواهد رسید.

    به گزارش هفت صبح، افخمی رو به روی دوربین نشسته بود و حال و هوای سالن سرخ را به حاشیه میکشاند. یعنی از همان جملات ابتدایی مشخص بود که تنور این بحث تا کجا داغ خواهد شد و آتش آن به کجا خواهد رسید.

    در برنامه «رادیکال 3» شبکه سه، نشسته بود و میگفت: «چیزهایی در مورد صادق هدایت است که کم و بیش همه میدانند ولی در مورد صادق هدایت به وسیله روشنفکران و کسانی که هوادارش هستند، سانسور شده است است و به هیچ وجه به آن اشاره نمیشود در حالیکه در نقد ادبی و بررسی داستان هایش قاعدتا باید جایی داشته باشد و توجهی به آن بشود.

    این مسئله، تمایلات همجنس خواهانه یا همجنس گرایانه یا هر چیزی است که در حال حاضر عنوان دگرباشی را برایش برگزیدند… جنبه همجنس خواهی منفعل که در صادق هدایت بوده باعث نفرت از زن میشود و یا باعث نگاه رقت انگیز به زن میشود…»

    صادق هدایت چگونه مردی بود؟

    فارغ از صحت و سقم این گزاره ها (که در ادامه به آن خواهیم پرداخت)، کامنت های کارگردان کهنه کار سینمای کشور عزیزمان ایران را نمیشود نادیده گرفت.

    نویسندگان و منتقدان و بعضی از بازدیدکنندگان شبکه مجازی هم که بست نشسته اند جهت شعله دادن به این بحث ها. جهت همین خروجی صفحات شخصی و غیر شخصی اینترنت حالا پر شده است از اظهار نظرها.

    تصاویری از صادق هدایت را نشر داده اند و له یا علیه ماجرا نوشته اند. اصلا صادق هدایت از ابتدا هم همین بود.

    تمام نویسندگان و منتقدان متصل به هر جریان سیاسی و فکر ی ناگزیر به موضع گیری راجع به او بوده اند و هستند و خواهند بود.

    نویسنده ای که همچنان معروف ترین داستان نویس ایرانی در دنیا است و «بوف کور» اش همچنان خواننده دارد. از آن سو افخمی، صورت ای است که سرش درد میکند جهت خط کشی، عبور از تابو های تابلودار روشن فکری و تاخت و تاز در میادینی که کمتر کسی جرات و جسارت گرد و خاک در آن ها را دارد.

    کارگردانی که یکی از بااهمیت ترین اقتباس های ادبی یعنی «گاو خونی» جعفر مدرس صادقی را در کارنامه سینمایی اش دارد و هراسی از جنجال ندارد: از مواضع تند و تیز راجع به حمایت جایزه کن از دگرباشان و همجنس گرایان گرفته تا حمله به اسکار اصغر فرهادی.

    اما راستش این بار ماجرا تفاوت میکند. بحث سلیقه و ذائقه یا نقد سینمایی و ادبی مطرح نیست. پای تاریخ ادبیات وسط است و چه کسی میتواند ثابت کند معروف ترین داستان نویس ایرانی به چنان رفتاری که ذکرش رفت منتسب بوده است؟

    نویسنده ای که از فوت خود خواسته اش 68 سال گذشته است.

    جریان دو قطبی
    به محض انتشار صحبت های افخمی، همه حالا در حال اظهار نظر هستند. البته نظرات اغلب در جریانی دو قطبی پیش میرود: شاخه ای که میتوان آن را متصل به جریان دولتی دانست و شاخه ای که ناخودآگاه منتسب میشود به جریان روشن فکری.

    جالب اینجاست تعابیر و اظهار نظر هایی قدیمی هم این وسط بیرون آمده که در این گونه جار و جنجال ها طبیعی است.

    به عنوان مثال نویسنده گزارش سایت مشرق نیوز به کامنت های از نجف دریابندری استناد کرده که در مصاحبه ای گفته بود: «توی لاک رفتن یا به قول روانپزشک ها «وا بعد رفتن از واقعیت» یکی از نشانه های مسلم «دپرسیون» یا افسردگی بیمار گونه است.

    ولی باز من ایرادم به بوف کور این نیست که بیان احوال یک ذهن بیمار است.» هر چند در این اظهار نظر صرفا به «بیمارگونگی بوف کور» اشاره شده.

    افخمی رو به روی دوربین نشسته بود و حال و هوای سالن سرخ را به حاشیه میکشاند. یعنی از همان جملات ابتدایی مشخص بود که تنور این بحث تا کجا داغ خواهد شد و آتش آن به

    بعضی سایت های خاص نیز تند تر از این ها رفته اند و گاهی از نویسندگان هر دو قطب جهت حمایت از بهروز افخمی، سند آورده اند.

    مثلا به جمله هایی از رضا براهنی استناد کرده اند که نگاه هدایت را مردسالار خوانده یا از محمدرضا سرشار شاهد مثال آورده اند که او هم در مصاحبه ای گفته: «هدایت با ادبیات داستانی گذشته کشور عزیزمان ایران آشنایی نداشت.

    یعنی نسبت به ادبیات داستانی کهن ایران، بیسواد بود. همان طور که در ارتباط با زیان فارسی، حتی به عنوان یک فارسی زبان عامی هم نمیتواند درست بنویسد. یعنی نوشته ها او پر از غلط های آشکار است.»

    فارغ از این که این مدعا ها چقدر درست هست، در این میان نظراتی دیگر هم دوباره بازنشر شده است که شاید بتواند خواننده جستجو گر را به پاسخ های صحیح تری برساند:

    از جمله یوسفعلی میرشکاک که در مصاحبه ای گفته: «عشق در ادبیات قدیم ما در اکثر اوقات سرسام آور است.

    چون در آثار گذشتگان، معشوق طبیعی به خاطر اوضاع اجتماعی آن زمان، وجود ندارد، ولی صادق هدایت در کتاب معروف «بوف کور» تمام انباشته های قوم ایرانی را مطرح کرده است.»

    صادق هدایت چگونه مردی بود؟

    هدایت هم؟
    در این میانه توئیتر هم پر شده است از اظهار نظرهای کاربران. بعضی از این انتقادات افخمی را با این جمله مخاطب قرار میدهند که بهتر است اثر یک نویسنده مورد نقد قرار بگیرد نه زندگی شخصی او.

    البته این جمله قابل تامل است ولی سوی دیگری هم دارد. درست است که رویکردهای مبتنی بر فوت مولف و تمرکز محض بر متن همچنان سر سپردگانی دارد ولی نقد ژنتیک نیز طرفدارانی دارد.

    به عنوان مثال میتوان به مقالات ایوانت کلیما بر آثار کافکا اشاره کرد (کتاب «روح پراگ»، ترجمه خشایار دیهیمی).

    در همین زمینه حبیب احمدزاده هم چند سال پیش کتابی راجع به هدایت انتشار داده است (کتاب 24 یا بوف کور چگونه ساخته و پرداخته شد) که راه و روشی دیگر را دنبال میکند:

    علاقه هدایت به سینمای فرانسه، شباهت آثارش به بعضی فیلم های روشنفکری آن وقت و در نهایت مشابهت های غیر قابل کتمان کاراکتر های آثارش.

    افخمی رو به روی دوربین نشسته بود و حال و هوای سالن سرخ را به حاشیه میکشاند. یعنی از همان جملات ابتدایی مشخص بود که تنور این بحث تا کجا داغ خواهد شد و آتش آن به

    اما همچنان باید توجه داشت که شیوه افخمی کمی خطرناک هست. یعنی خواندن آثار یک نویسنده و حدس و گمان فراز و فرودهای زندگی شخصی اش.

    در واقع عالی ترین توصیه به بهروز افخمی این است که جهت مدعای خود اسناد و مدارک تاریخ ادبیاتی ذکر کند چون با توسل به لایه های حتی زیرین یک متن هم نمیتوان به چند و چون قطعی زندگی یک نویسنده یا شاعر رسید.

    به خصوص که راجع به صادق هدایت اظهار نظر قطعی مبنی بر همجنس گرایی وجود ندارد: شاید فقط تکه خاطراتی مبنی بر اینکه میانه او چندان با بعضی پرسشها متعارف جنسیتی همسو نبوده است.

    به عنوان مثال میتوان به خاطره ای استناد کرد که مصطفی فرزانه در کتاب «آشنایی با صادق هدایت» ذکر میکند: خاطره ای مبنی بر همراهی نکردن نویسنده با او در مواجهه با زنان چنین و چنان.

    صادق هدایت چگونه مردی بود؟

    غیر از اینها آنچه راجع به هدایت مطرح شده است هیچ ارتباط مستقیمی با همجنس گرایی ندارد و باید منتظر ماند و نظر مستند افخمی را در این باره شنید.

    هرچند همچنان بد نیست هر دو سوی این نبرد دو قطبی کمتر آرام تر باشند و زندگی نویسنده را با چنین نگاه هایی رها کنند.

    زن از نگاه هدایت، معنایی به وسعت تاریخ مونث در کشور عزیزمان ایران دارد و حتی گه گداری با فضایی اساطیری پیوند میخورد. به همین جهت زن اثیری، زن لکاته نیز که در «بوف کور» قوام پیدا میکند، از چنین منظری زیاد توانایی نقد و واکاوی دارد.

    در حالی که طرفداران دو سوی نبرد فعلا بر سر این عنوان به هم میتازند که نگاه هدایت به زنان چنین نبوده یا زندگی اش چنان نبوده.

    در واقع متاسفانه ما وقت زندگی نویسنده، متن فرهنگی دوران مولف و کلا بستر تاریخی زیست روانی و فیزیکی یک صورت ادبی یا هنری را نادیده می گیریم، ناگهان او را به وقت معاصر می آوریم و از خود میپرسیم اگر هدایت زنده بود با ورود زنان به استادیوم موافقت میکرد؟

    بخشی از قیل و قال های اخیر آیا از این جنس نیست؟ پرت و رقت بار …

    واژه های کلیدی: ایران | زندگی | ایرانی | نویسنده | بهروز افخمی | اخبار فرهنگی و هنری

    صادق هدایت چگونه مردی بود؟

    صادق هدایت چگونه مردی بود؟


    دانلود فایل ها

    نویسنده : blogzz

  • خرید کتاب از گوگل
  • دانلود رایگان کتاب از آمازون
  • تکست بوک
  • خرید کتاب انگلیسی
  • خرید کیندل آمازون
  • کتاب زبان اصلی
  • خرید کتاب زبان اصلی دانشگاهی
  • باکس کتاب
  • مانگا زبان اصلی
  • قیمت چاپ کتاب PDF
  • چاپ مانگا
  • رفتن به نوار ابزار